تبليغاتX
شاعرانه ها
 
دست نوشته های یک کودک فهیم
   
 

 

نمیدونم چرا همیشه غصه دارم نمیدونم چرا دیگه خوشیا به دلم نمیچسبه همش دنبال بهونه میگردم به اینو اون بپرم تا حالا شده داغون داغون باشین؟

بعد تازه هی بگین این خدایی که از مهربونیش حرف میزنن کو؟

دیروز سال گرد یکی از بهترین دوستام بودکسی که وقتی مرد فقط 20 سالش بود نمیدونم تا حالا زجه زدن مادریو دیدین که جوون رعناشو از دست داده باشه جوونی که هیچی کم نداشت اونوقته که واقعا به وجود خدایی که اینقدر ازش حرف میزنن شک میکنین. چند وقت پیش یکی ازم پرسید تا حالا شده تو خیابون را بری و گریه کنی سه مورد یادم اومدکه یکیش روزی بود که خبر فوت پدرام رو بهم دادن یادم نمیره یکی از بچه ها اومد دنبالم کلی منو برد بیرون آخر سرم رفتیم کوه اون بالا بهم گفت شاید از بالای کوه تا پایین نیم ساعت راه بود و من یه بند گریه میکردم . مریم خانوم اگه اینو خوندی بدون که فقط عزیز ترین کس تو نبود منم خیلی چیزا رو ار دست دادم و دیروز بعد یکسال دوباره همه چی تازه شد و راستی وقتی اون مادر داشت گریه میکرد خدا کجا بود؟یعنی داشت میدید؟یعنی اونم دلش میسوزه؟

به پیشنهاد یکی از دوستان کتاب روی ماه خداوند را ببوس رو خوندم خیلی تاثیر مثبت داشت حتما بخونیدش یه جای کتاب به نقل از کسی به نام دکتر پارسا که توی داستان یه استاد فیزیک که خودکشی کرده این شعر رو آورده:

  دل يکي آتيش گرفته 
  توی یکی از همین خونه ها،همین نزدیکی ها
  دل یکی اتیش گرفته
  از روی بام که نیگا کنید
  از تو پنجره یکی از همین خونه ها، آتیش میریزه بیرون
  دل یکی اتیش گرفته، یکی دلتنگه
  توی یکی از همین خونه ها ، همین نزدیکی ها
  دل یکی آتیش گرفته
  یه چیکه ... آب ...

خیلی عامیانست اما من خیلی ازش خوشم اومد دست آخر هم یه جمله قشنگ از گوته:

 «اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند»، «اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند»، «اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد»، «اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند»، «اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد»، «اگر قدرت سياسي و مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست»، «اما، اگر «عزت نفس نداري»، برو بمير که هيچ نداري

 
 
 |    نوشته شده توسط حسین
 
   
   

 با یه شکلات شروع شد من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دست من... من بچه بودم اونم بچه بود ... سرمو بالا کردم سرش رو بالا کرد دید که منو میشناسه خندیدم و

 ـ گفت: دوستیم؟

ـ گفتم : دوست دوست...

ـ گفت: تا کجا؟

ـ گفتم: دوستی که تا نداره...

ـ گفت: تا مرگ...

 خندیدم و

ـ گفتم: من که گفتم تا نداره!!...

ـ گفت: باشه تا پس از مرگ ...

ـ گفتم :نه نه نه نه تا نداره .....

ـ گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم؟تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم؟

 خندیدم و

ـ گفتم : تو براش تا هر کجا که دلت میخواد یه تا بزار ... اصلا یه تا بکش از این سر دنیا تا اون دنیا اما من اصلا براش تا نمی زارم...

نگام کرد نگاش کردم باور نمیکرد میدونستم اون می خواست حتما دوستی ما تا داشته باشه دوستی  بدون تا رونمی فهمید...

ـگفت: بیا برای دوستیمون یه نشونه بزاریم ...

ـ گفتم: باشه تو بزار...

ـ گفت: شکلات هر بار که همدیگر رو میبینیم یه شکلات مال تو یکی مال من ... باشه؟

ـ گفتم :باشه...

هر بار یه شکلات میزاشتم تودستش اونم یه شکلات تو دست من .. باز همدیگر رو نگاه میکردیم یعنی که دوستیم... دوست دوست ... من تندی شکلاتم رو باز میکردم میذاشتم تو دهنم و تندوتند میمکیدم...

ـ میگفت :شکمو... تو دوست شکموی منی ..

و شکلاتش رو میذاشت توی یه صندوقچه ی کوچولوی قشنگ...

ـ میگفتم :بخورش !!..

ـ میگفت: تموم میشه میخوام تموم نشه برای همیشه بمونه ...

صندوقش پر از شکلات شده بود هیچ کدومش رو نمی خورد  من همش رو خورده بودم ..

ـ گفتم: اگه یه روز شکلات هاتو مورچه ها بخورن یا کرما چی کار می کنی؟

ـ گفت: مواظبشون هستم  گفت میخوام شکلات هامو نگه دارم تا وقتی که دوستیم

 و من شکلاتمو میذاشتم تو دهنم و

ـ میگفتم : نه نه نه ... تا نه... دوستی که تا نداره ....

۱ سال... ۲سال... ۴ سال... ۷ سال ...۱۰ سال... ۲۰سالش شده  اون بزرگ شده  منم بزرگ شدم من همه ی شکلاتامو خورده بودم و اون همه ی شکلاتاش رو نگه داشته اون اومده امشب تا خدا خافظی کنه میخواد بره بره اون دور دورا میگه میرم اما زود بر میگردم من که میدونم میره و بر نمیگرده  یادش رفت شکلات به من بده  من که یادم نرفته یه شکلات گذاشتم کف دستش گفتم این برای خوردنه یه شکلاتم کف اون دستش اینم اخرین شکلات برای صندوق کوچیکت یادش رفته بود  دیگه صندوقی داره برای شکلاتاش هر دوتارو خورد ...  خندیدم میدونستم دوستی من تا نداره میدونستم دوستیه اون تا داره  مثل همیشه خوب شد همه ی شکلاتامو خوردم اما اون هیچ کدومش رو نخورده حالا با یه صندوق پر از شکلات چی کار میکنه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط حسین
 

pctfx3.1

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و توسعه وب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي كاتالوگ

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور