|
تازه از حمام اومدم
فرصت خیلی خوبی بود برای فکر کردن به گذشته به آینده به موضوع پست جدید بلاگ وبه زندگی...
و به اینکه : ((آدمای خوب از یاد نمیرن از دل نمیرن از ذهن نمیرن ولی زودتر از اونی که فکرشو بکنی ازپیشت میرن))
عادت دارم آب رو با فشار بازکنم واز دردش لذت ببرم آب داغ شهوت و آب سرد غرور مخلوطش که کنی با فشار زیاد میشه اون چیزی که داره نابودمون میکنه ولی خوب یه جواریی واسه اطرافیان ماشده رمز موفقیتشون
تو ناز میکنی من ناز میکشم
این منطق کیه
انگار پیش تو فرقی نمیکنه کی عاشق کیه
اما وقتی تو ناز کنی ومن ناز نکشم این میشه اون چیزی که من تازه پیداش کردم.
هرچی دورو برم رو نگاه میکنم میبینم آدمایی هستن که واقعا توی لحظه لحظشون شرافت موج میزنه توی برق نگاهشون رنگ میبازی وتوی حرارت عشقشون آب میشی،
از اون طرف آدمایی هستن که بویی از چیزی نبردن وتاحالا چیزی به نام مرد ندیدن اینقدر سرو صدا و ادعا دارن که جلوشون از خودت بدت میادمیگی اگه من آدمم پس اینا کین واگه اینا آدمم من کیم؟غافل از اینکه زندگی نکبتیشون بوی لجن میده وبا کمال پررویی پشت سرت میگن نگاش کن بجه مثبت سوسولو.
آدمایی که بعد ازکلی حرف زدن باهات بعد از اینکه هفته ها سرگرمشون کردی جلوی خودت از دوستشون میپرسن این اسمش چی بود؟ وبعد اگه توی خیابون ببینیشون نمیشناسنت یا اینطوری وانمود میکنن
به قول همیشه بهترین پ . ن (پانوشت):
گلایه میکنم تا عقده ای نشم
مینوسم تا دردم نگیره وغر میزنم تا بفهمم هنوز این زندگی لعنتی ادامه داره
|